آخندهایی را میگویم که تجمع امروز شهروندان کابل در اعتراض به مداخله ایران به مسایل داخلی کشور را تحمل نتوانسته، معترضان را جیره خوار امریکا خواندند.
از کودکی به این آخندها ( هدف ام از ملاهای انگشت شمار و خود فروخته است ) گفته شده است، آمریکا کشوریست به پهنای جهان، کشوریست که از زیبایی به بهشت مانند است، زنان اش به حوران بهشتی بی حجاب میماند و مردانش همه زورمند و قوی اند. کشوریست که در صدد مبارزه با خدای برآمده و در قدم اول قصد دارد یک مشت لنگی دار و ریش دار و چپن دار را از صحنه خارج کند.
میگویند وقتی پسر بچه ای در کودکستان حوزه علمیه قم انگشت اش را در دهان میکند، استادانش برای جلوگیری از این کار انگشتان کودک را با مرچ آلوده نمیکنند، بل فقط بر نوک انگشتان پسر بچه مینویسند: آمریکا. و این بچه عادت مکیدن انگشت را ترک میکند.
چرا امریکا را برای خود به مثابه خدا تراشیده اید؟
هر چه خلاف خواست و میل آخند بود، میشود امریکایی! روزگاری رادیو و تلویزیون همه اسباب امریکایی بودند. روزی که آمریکا اعلام کرد سه فضانورد اش به روی کره ماه پا گذاشته اند، آخندهای ایرانی و شاگردهای شان در افغانستان، اعتراض کردند که آمریکا ادعای خدایی دارد، باید علیه آمریکا جهاد عمومی اعلام کرد، هیچ کسی نمیتواند بروی ماه قدم بگذارد. وقتی هم حقیقت موضوع آشکار شد، چیزی گفته نتوانستند.
همین چند روز پیش، خود را بر زمین و آسمان میزدند که امضای پیمان راهبردی با امریکا، خلاف قانون اسلام است. درست یک هفته پس از آن حکومت افغانستان اعلام کرد که با کشور چین پیمان همکاری های دراز مدت امضا خواهد کرد.حالا ملاها کجایند که بگویند این پیمان خلاف دین اسلام است؟ مگر چین کشور غیر مسلمان نیست؟ مگر هالند و فرانسه و آلمان کشورهای غیر مسلمان نبودند؟ بگذارید واضح تر صحبت کنم. هر کشوری که مخالف منافع شوم دولت ایران بود، دیار کفار است و هر که به نفع ایران بود، کشور دوست است.
هر که حرکت مدنی انجام داد و با سیاست های آخندها در افغانستان و ایران، مخالفت کرد میشود جیره خوار امریکا! آخندهای محترم، قربان تان شوم، فکر میکنید آمریکا این همه دردسر را ترک میکند و میآید با شما مخالفت میکند؟ با شماهایی که برای یک چاشت نان تمام خانه های منطقه را نام نویسی میکنید و هیچ گاهی هم فراموش نمیکنید که این چاشت در کدام خانه قابلی چرب تان تیار است. حتی سفارش میدهید برای الاغ تان نیز غذای مخصوص در نظر بگیرند. یک لحظه، یک لحظه اشتباه کردم. پوزش، به پنجاه سال پیش رفته بودم. حالا که ملاها به جای خر از موتر های ضد گلوله استفاده میکنند و به جای قابلی، پیتزا نوش جان میکنند.
بدتر از همه، روزی با یکی از انتحاری های صنف، که شعر را هذیان و شاعران را کافر میخواند، بحث کردم و گفتم که امروز شمار زیادی از کشورهای غربی، اسلام را در لابلای مثنوی معنوی جستجو میکنند و از طریق مولانا به دین اسلام آشنایی پیدا کرده اند. بیجا نیست، که یک سال میلادی را به نام این بزرگ مرد تاریخ، ثبت کرده اند. آن انتحاری گفت:» ای کارا ره کی کده؟ خو همی امریکا کده نی!»
این ننگ را به کجا بریم که به مولانای بزرگ نیز برچسب آمریکا زدند. برای من که این آمریکا آمریکا گفتن آخند ها خیلی خنده آور است.
بگذریم، میخواستم در مورد رویداد هایی که امروز به وقوع پیوست، صحبت کنم و بگویم که من هم از شهروندان روشنفکری که امروز اعتراض کردند و مشت کوبنده به دهن ایران و نوکران افغانستانیاش کوبیدند، حمایت میکنم و میگویم، زنده باد فرزندان آزادی خواه سرزمین بزرگم.




